wallpaper-weird-self-esteem

کارگاه عزت نفس


خودم را می پذیرم همانطور که هستم، دیگران را می پذیرم همانطور که هستند

زمانی پیش می­آید که با موقعیتی روبرو شده و احساس خاصی را تجربه کنیم. با دقت که به آن موقعیت و به آن تجربه احساسی نگاه می­کنیم، در می­یابیم که پیش از تجربه آن احساس، اندیشه­ای در ذهن من حضور یافته است. در واقع آن احساس نتیجه­ای از آن اندیشه است. به دوستی زنگ می­زنیم وی با سردی و کرخی با ما پاسخ می­دهد. این اندیشه به ذهن من می­گذرد که حوصله من را ندارد. باز ممکن است که فکر کنم که دوست داشتنی نیستم؛ در نهایت احساس طرد یا نخواستنی بودن را تجربه می­کنم. می­بینیم که پیش از تجربه احساس ناخوشآیند طرد و یا نخواستنی بودن اندیشه­هایی از ذهن من گذشته است.

همیشه اینگونه نیست. زمانی نیز احساسی در ما تجربه می­شود و هرچه به دنبال دلیل آن می­گردیم نمی­توانیم دلیلی خردپسند و قابل قبول برای حضور آن احساس در خود بیابیم. برای نمونه چهره­ای می­بینیم، بویی را استشمام می­کنیم یا فضایی را مشاهده می­کنیم، متوجه می­شویم بدون دلیل احساس خوب یا احساس بدی داریم. هر چه بیشتر جستجو می­کنیم، کمتر دلیلی برای تجربه شدن آن احساس در آن لحظه پیدا می­کنیم. ما نمی­توانیم همیشه دلیل رخ دادن احساساتمان را بیابیم، زیرا بسیاری از آنها ریشه در دلایل و تجربه­هایی دارد که در ضمیر ناخودآگاه یا نیمه ناخودآگاه ما پنهان شده است و تنها یک مشاور و یا روانکاو حرفه­ای می­تواند آن تجارب و دلایل پنهان را از پستوی ضمیر ما بدر آورد. همه آنچه گفته شد، زمینه­ای را فراهم می­کند تا بتوانیم در مورد تعریف اعتماد به نفس و عزت نفس سخن بگوییم.

عزت نفس را تعبیر به احساس خود ارزشمندی می­کنند. این تعبیر بسیار رسا است. عزت نفس بیش از هر چیز یک احساس عمیق درونی است که مستقل از واقعیت­های زندگی و حوادثی که اکنون و در این مکان رخ می­دهد در درون فرد تجربه می­شود. و عموم ما از دلایل و علل بروز چنین احساسی بی­خبریم. این احساس خودارزشمندی می­تواند برای فردی بسیار خوش­آیند و مطبوع باشد و برای فردی دیگر بسیار گزنده و ناراحت کننده. برخی از افراد ممکن است از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار نباشند و از بسیاری از مواهب زندگی بی بهره باشند، اما احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند. و برعکس هستند افرادی که موقعیت­های اجتماعی بسیار خوبی داشته، و از احترام و مواهب ارزشمندی برخوردارند و از اعتماد کافی نسبت به توانمندی هایشان برخوردارند، اما احساس حقارت، بی­ارزشی و گاهی پوچی می­کنند و هر چه بیشتر در اجتماع در میان دیگران ارتقاء می­یابند ممکن است بیشتر احساس کوچک و بی­ارزش بودن کنند. این دسته از افراد اگرچه از توانمندی­های درخوری برخوردارند و همگان توانمندی آنها را تحسین می­کنند، اما در درون خود نمی­توانند این تحسین­ها را هضم کنند.

براستی این احساس چیست؟ این احساس خودارزشمندی بالا یا برعکس این احساس کوچک و بی­ارزش بودن از کجا می­آید؟ ریشه آن در کجاست؟ ریشه این احساس­ را در کودکی باید یافت. شرایط محیطی و اتفاقات لذت بخش و رنج­آور سال­های نخستین کودکی، ارتباطات کودک در حال رشد با مراقب اصلی و تعبیر وی از آن چه تجربه می­کند همه دست به دست هم می­دهد تا کودک احساس خوبی نسبت به خود ضبط کند یا احساس بدی را در خود نگه دارد. این احساس نگهداری شده، که تاریخچه­اش به دوران سرنوشت­ساز کودکی بازمی­گردد، همان عزت نفس یا احساس خودارزشمندی است.

اگر محبت بی­ قید و شرط در محیط خانه ساری و جاری باشد، اگر کودک مقایسه نشود و مورد بی­احترامی قرار نگیرد، اگر قضاوت نشود و با محبت و احترام پذیرفته شود، اگر با خشونت با وی رفتار نشود، کودک احساس­های بسیار خوبی را در خود ضبط می­کند. وی ریشه­ها و علل و دلایل این احساس خوب را به دست فراموشی می سپارد و تنها به تجربه آن احساس در موقعیت­های گوناگون می­پردازد. و برعکس در صورتی­که این اگرها در کودکی رخ نداده باشند، کودک احساس خود ارزشمندی برآمده از حقارت و بی ارزشی را در خود ضبط می­کند. کودک بزرگ می­شود، در موقعیت­های گوناگون، حتی هنگامی که توانمندی­های تحسین برانگیز خود را به نمایش می­گذارد، احساس حقارت و بی ارزشی را لمس می کند، اما نمی­داند چرا. زیرا دلایل و علل و ریشه­های این احساس ناخوشآیند در پستوخانه ضمیر ناهوشیار او پنهان شده است.

عزت نفس و اعتماد به نفس برای سلامت و ادامه حیات انسان ضروری هستند و از لوازم یک زندگی عاطفی شاد و پر انرژی هستند و بدون آن ها نیازهای روانی و عاطفی آدمیان برآورده نمی شود.

پژوهش های گوناگونی که توسط اندیشمندان بر روی عزت نفس و اعتماد به نفس انجام شده است، نشان می دهد که بسیاری از مشکلات روحی انسان ها به راحتی حل می شود اگر عزت نفس واعتماد به نفس آسیب دیده آدمیان بهبود یابد. بیشتر اختلالات روانی برآمده از عزت نفس و اعتماد به نفس پایین است.

پژوهش های انجام شده این باور را تقویت کرده است که تمامی روابط ما با سایر انسان ها متاثر از عزت نفس و اعتماد به نفس ماست. می توانیم روابط عاطفی خود را غنا ببخشیم و سطح بسیار بالایی از هیجانات عاطفی را تجربه کنیم اگر عزت نفس و اعتماد به نفس طرفین رابطه در سطح قابل قبولی باشد. عشق سالم و لذت بخش برآمده از عزت نفس بالاست.

کانون همیاری اندیشه و گفتار با استفاده از تجربه و توانمندی های طولانی خود کارگاهی با عنوان عزت نفس و اعتماد به نفس برگزار کرده است که حاصل آن تغییر زندگی بسیاری از مهارت آموزان بوده است. در این کارگاه نه تنها عزت نفس و اعتماد به نفس با دقت و شفافیت زیاد تعریف می شود بلکه راهکارهای عملی برای افزایش و ترمیم عزت نفس و اعتماد به نفس ارائه می گردد. علاوه بر این ها اختلال خود شیفتگی مورد بررسی قرار می گیرد و روش ارتباط با افراد خود شیفته آموزش داده می شود.